سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی

خدایا تو بگو چیکار کنم...

دوشنبه 94/10/21 11:46 عصر| | نظر

خدایا باز اومدم... 

منم... مزاحم همیشگیت

همون که هربار به در بسته میخوره به یادت میفته...

اره خدا... باز گیر افتادم...

اسیر گناهم...

غرق گناهم...

بی چاره م...

خدایا به خداییت خودمم از این وضع خسته شدم...

خدایا نمیدونم چجور از شر گناهام خلاص شم...

زورم به شیطون نمیرسه خدااااا

تو رو خداییت به دادم برس...

بخدا از شرمندگی بعد گناه میترسم

بخدا از قهر تو میترسم...

بخدا از دوریت میترسم خدا...

دستمو بگیر و از گناه نجاتم بده...

تو که دیدی چقد زور زدم...

هرکار میکنم نمیشه ک نمیشه...

حالا تو کمک کن خدا.........

راستی اون امامی که دوای دردامونه...

اونی که دل همه عاشقاش از دوریش تیکه تیکه س...

اونی که خودش از دست ما عصبانیه...

اره میدونم به دعای گربه سیاه بارون نمیاد...

ولی ما دعامونو میکنیم... خدا رو چه دیدی؟ شاید اومد.....


آدم بدا رو آفریدی که خوبات دیده بشن...!

چهارشنبه 94/10/2 6:49 عصر| | نظر

خداجون  دوباره سلام

از همیشه دلتنگ ترم و از همیشه هم بیشتر خجالت میکشم ازت

خیلی وقته حتی باهات حرف نزدم

خیلی وقته به یادت نبودم

خداجون به خداییت دیگه خسته شدم

اگه ناشکری نبود تنها آرزوم مردن بود...

از این آدما... از این دنیا... از این سرنوشت گره خورده ی نامعلوم... از اینهمه بدبختی و بدشانسی... خسته شدم خدا

گاهی با تمام وجود حس میکنم حتی منو نمی بینی

آخه مگه میشه ببینی اینجور در حقم نامردی میشه و به روت نیاری؟

خدایا گناهکارم قبول

بنده ی رو سیاه و نامردم قبول

حرفاتو گوش نمیدم خیلی کارا نمیکنم قبول

ولی خدایا دیگه اینجورشم حقم نیست...

اگه میبینی غرق گناهم شرمندتم

به خداییت خیللللی سعی کردم

بارها توبه کردم

خدایا خودمم کلافم

نمیدونم راهشو

بلد نیستم

همه ی راه ها رو انتخاب کردم

خدایا به خداییت راهی نیست که بلد باشم و نکرده باشم

نمیتونم خدا 

نمیتونم جلو خودمو بگیرم...

اما یه گله دارم ازت 

اگه هنوزم به حرفام گوش میدی و صدامو میشنوی

اگه هنوزم برات مهمم

اگه منو از خودت دور نمیکنی و از گوش دادن به حرفام ناراحت نمیشی

اگه بودن یه بنده ی گنه کار بی عرضه که نمیتونه توبه نشکنه اذیتت نمیکنه یکم به حرفام گوش بده

فقط چند دقیقه...

خدایا بهم بگو چرا بعضی از ما آدما رو زشت آفریدی

چرا بعضیامونو فقیر آفریدی

چرا گاهی با اونهمه تلاشی که کردیم زمینمون زدی؟

گاهی با خودم میگم ما آفریده شدیم تا خشکلا و پولدارات دیده بشن

ما بدا رو آفریدی که خوبات به چشم بیان

خوش به حال اون خوبا...

خوش به حال اونا که همه چی دارن

اونا حتی از ما کمتر گناه میکنن

اونا هرچی بخوان میشه

یا بخاطر قیافشون عاشق معشوقاشون هرچی بخوان بهشون میدن

یا بخاطر پولشون خاطر خواه دارن

یا بخاطر شغل یا چه میدونم...

خلاصه این ما آدم بداییم که همیشه باید از همون خوبا تو سری بخوریم

خدایا اینا رو نمیگم که ازت شکایت کنم

هرچی تو بخوای 

راضی ام به رضای تو ولی اینو بدون

حالا که بخاطر نداشته هام و بیشتر بخاطر بی عرضگی خودم اینجور تو گناه گیر افتادم

حالا که نه قیافه دارم نه پول دارم نه کسی عاشقمه که برام بمیره

حالا حقم نیست اقلا تو ازم روتو برنگردونی؟

حقم نیست تو رو داشته باشم؟

تو منو برا دیده شدن آدم خوبات آفریدی ولی منم آدمم

فقط میخوام گناهامو ببخشی

میخوام حالا که هیچی ندارم توووو ، توووووو کمکم کنی

تو نذار گناه کنم... تو میتونی کمکم کنی

تو تنهام نذار و هوامو داشته باش

تو باهام خوب باش

گور بابای هرچی پولدار و خشکل و بچه سوسوله...

خدایا ازت طلب ندارم...

ما آدم بدا دلخوشیمون کمه

دلخوشیمون دافای آن چنانی و دوست پسرای پورشه سوار نیست

دلخوشیمون شبگردی و خیابون گردی و عیاشی نیست

ما یاد گرفتیم بغضامونو قورت بدیم و لبخند بزنیم و جون بکنیم تا زندگیمون بگذره

ما یاد گرفتیم بزرگترین گناهمونم صدمه زدن به خودمون باشه

ما دل شکستنو بلد نیستیم خدا

ما هممممه ی دلخوشیمون سه چیزه

یکیش تویی که جز تو پشت و پناهی نداریم

یکیش یه شش گوشه که کنارش بغضامونو بشکنیم

یکی هم امام آخری که اگه بیاد اینقد بهمون ظلم نمیشه و یکم حالمونو بهتر میکنه...

درسته که رو سیاهیم و آبرویی در خونت نداریم

درسته ما آدم بدا گربه سیاهیم

ولی ما دعامونو میکنیم... خدا رو چه دیدی شاید عشق ما گداها هم اومد...

اللهم عجل لولیک الفرج...


دلم میخواد

پنج شنبه 93/11/23 1:9 صبح| | نظر

دلم فقط یه جمله میخواد

ولی یه جمله که واقعا از ته دل باشه...

دلم یه خبر میخواد...

یه خبر که واقعی باشه

دلم یه لباس میخواد

یه لباس که مردونه باشه

دلم یه نوازش میخواد

یه نوازش که درمون همه بی کسیام باشه

دلم شنیدن یه صدا رو میخواد

یه صدا که پاک وخدایی باشه

دلم میخواد بشنوم اللهم عجل لولیک الفرج

دلم این خبرو میخواد... مهدی موعود اومد

دلم لباس رزمی میخواد.از اون با ابهتاش که برای لشکر آقا خوب باشه

دلم دستای آقامو میخواد که روی سرم کشیده شه

دلم میخواد صدای آقا رو بشنوم که بهم میگه تو هم با مایی

دلم میخواد تموم شه انتظار...


خدای خودم... خدای خود خود خودم

جمعه 93/11/17 5:30 عصر| | نظر

خدای من؟

خدای خوب و مهربون؟

من حرفای آدماتو قبول ندارم خدا

اینا میگن اگه یبار گناه کنم باهام قهر میکنی و منو میسوزونی

اینا میگن من جام ته ته جهنمه

خدایا اینا راست میگن؟

واقعا من جام تو جهنمه خدا؟

من اصلا نمیگم گناه نکردم

من اصلا نمیخوام بگم بهشتی ام یا بهترین بنده ت

نه خدا من از اون بدتریناشم

ولی تو که دیددددی خدا

تو که مثل این آدما نمیخوای منو قضاوت کنی؟

من کسی ام که اگه هرچقدرم بد بودم 

زخم زبون این جماعت آدم خوباتو تحمل کردم

اگه هرچقدرم بد بودم

زیر بار تهمت هاشون کمرم خم نشد

غیبتمو کردن

سنگ جلو پام انداختن

با هزار جور بازی منو آزار دادن ولی همیششششه گفتم خدا هست

خدا هست و خدا میبینه

میبینه که من دارم عذاب گناهامو تو همین دنیا پس میدم

دلم به این خوشه که هرچی بدی میکنم همینجا تلافیشو میبینم

دلم خوشه خدا میبخشه منو

دلم خوشه که خدا....

خدایا مگه کیو غیر تو دارم هان؟

من که از دار دنیا جز تو هیچکسو ندارم خدا جون

دلم به تو خوشه فقط

تو هم باهام قهر کنی دیگه چی میشه؟

خدا عذابم کن

اصن تو دنیا تیکه تیکه م کن ولی دوسم داشته باش

بذار حس کنم اقلا یکی هست که منو دوسم داره

بذار یکی باشه که تو اوج سختیام سرمو تو آغوشش بگیره

خدا دلم میخواد بیام تو آسمونا

میخوام جایی زندگی کنم که تو باشی

اینجا مردم لقمه حروم تو دهنت میذارن و بت میگن حروم خور

اینجا دختراش هرزگی میکنن و به پسرا میگن چشم چرون

اینجا پسراش دریده و بی ناموسن و به دختراش میگن هرزه

اینجا مجبورت میکنن دروغ بگی تا بهت بگن دروغگو

آره خدا من دروغگو ، من چشم چرون ، من کثیف و آلوده ، من حروم خور

خدا من دزد ، من بی ناموس ، خدا اصلا من خود خود شیطون

ولی به خداییت اگه خیلی از بهشتیات که الان زیر خاکن اینجا و جای من بودن

شاید از منم بدتر میشدن... شایدم نه

ولی حق بده خدا. خیلی از اینایی که بهم میگن تهمته

به خداییت خیلی از اینایی که بهم میگن فقط شایعه س

خدا تو باش

تو دوسم داشته باش

تو حرفاشونو باور نکن

تو ببین

تو تنها کسی باش که باور میکنی...

خدای خودم باش... خود خود خود خودم...


تنهام مثل خودت

جمعه 93/7/4 8:13 عصر| | نظر

سلام.

خوبی؟

آخه این چه سوالیه میپرسم؟

تو هم تنهایی نه؟

تو هم تنهایی مثل من

مثل من و همه کسایی که الآن دارن این متنو میخونن

خدایا تو هم تنهایی پس میفهمیم حرف همدیگه رو

خداجون چیکار کنم؟ حس میکنم دیگه تو رو هم ندارم

یه بی همه چیز در به در

همه دلخوشیم فقط یه چیزه... یبار دیگه برم مشهد

تو که منو نمبیخشی خدا

تو که کمکم نمیکنی و دستمو نمیگیری خدا

تو گناهام غرق شدم و هیچ دادرسی ندارم

میخوام آقا رو واسطه کنم که باهات آشتیم بده

ولی خدا اینقد گند زدم که آقا هم منو نمیطلبه

میگن گفتن گناه جرمه ولی اگه نگم تو باهام قهری که میترکککککم

خدا همه حرفم اینه... یا دستمو بگیر یا قهر نکن اقلا

مگه کیو دارم جز تو خدا؟

یه مشت آدم پر مدعا... کسایی که فقط اسمشه باهامن

کسایی که فقط ادعا میکنن کنارم هستن

ولی همین که پشت سرمو نگاه میکنم میبینم جز تو هیشکی نمونده

خدایا ببخشم....... ببخشم خدا یا بذار برم مشهد آقامو واسطه کنم

من بی آبرو و بی همه کسم و باهام قهری با آقام که قهر نیستی......

خدا به اشک چشمام قسمت میدم ببخشیم و کمکم کنی 

خیلی تنهام خیللللی

دست من و این جوونایی که مثل من گرفتارن و ته دلشون هیچچچی نیست

جوونایی که میخوان پاک باشن ولی مثل من کم میارن...

دست ماها رو بگیر خدا... خیلی محتاجیم........


به کی بگم؟

دوشنبه 92/12/19 6:35 عصر| | نظر

به کی بگم؟

به کی بگم درد دلم رو؟

به کی بگم غصه هام رو؟

به کسایی که جز خودشون کسی رو نمیبینن؟

به کسایی که هستن ولی با تو نیستن؟

خدایا به کی پناه بیارم که حرفامو بفهمه؟

به کی غصه هامو بگم که منو دستم نندازه؟

پسرایی که فقط حاضرن با دوست دخترشون حرف بزنن؟

یا دخترایی که فقط حاضرن با یه پسر حرف بزنن؟

خدایا دوست ندارم با کسی حرف بزنم که بخاطر جنسیتش درگیر منه...

خدایا دلم تو رو میخواد

تو... فقط و فقط و فقط تو

خدایا گناه کردم؟باشه

دوسم نداری؟باشه

میخوای عذابم بدی؟ اونم باشه

فقط یادت نره به تو پناه آوردم

اون همه که میگن تو مهربونی چی شد پس؟

من تنها... من بی کس به تو میگم کمکم کنی اونوقت تو با من قهر میکنی؟

خدایا چجوری میتونی منو عذابم کنی وقتی فقط و فقط نگام به توئه؟

چجوری میتونی تنهام بذاری وقتی که همدم و هم صحبتی جز تو ندارم؟

چجوری منو نبخشی وقتی با گریه و زاری به تو پناه میارم؟

خدای به این مهربونی چجوری حاضری منو تو آتیش بسوزونی

اونم وقتی از ته دلم بهت ایمان دارم

این همممه بخاطر تو چشمامو به روی خیلی ها بستم

این همه بخاطر تو گناه نکردم

بخاطر یه گناهی که اونم بخدا نمیدونم چیکارش باید بکنم...

بخاطر گناهی که نمیدونم چجوری ازش خلاص شم منو تنها گذاشتی؟

خب اگه میگی نکنم خودت کمکم کن...

خودت دستمو بگیر دیگه

تو که میتونی مگه نه؟ پس خودت درستش کن...

ولی خدا با من قهر نکن... از من رو برنگردون

من دلم بدجور میگیره وقتی میبینم بدون تو اینهمه تنهام...

خدایا میای آشتی؟

میگن یکی هست که باید منتظرش باشیم تا بیاد

وقتی اون بیاد همه چی درست میشه

اقلا خدا کنه اون بیاد

میدونم خدا... میدونم به دعای گربه سیاه بارون نمیاد

ولی به قولی من دعامو میکنم... خدا رو چه دیدی؟ شاید اومد.......


توبه م رو قبول میکنی؟

دوشنبه 92/7/1 11:54 صبح| | نظر

سلام خدا...

خدایا نمیدونم ایندفعه از کجا شروع کنم

قصه بگم یا روضه بخونم

ببین خدا

شاید بعضی وقتا ماها گم بشیم

شاید برای یه روز

برای یه هفته

برای یه ماه

یه سال

یا حتی یه عمر

می بینیم تو رو

ولی دستمون بهت نمیرسه

میدونیم راهی که میریم اشتباهه

اما بلد نیستیم این راه رو نریم

گاهی به دلمون میفته باهات درد و دل کنیم

ولی نمیشه

حتی یه کلمه حرف زدن عاشقونه با تو هم نمیشه

خدایا گاهی عشقمونو گم میکنیم

توی سیاهی گناهمون غرق چهار تا چراغ چشمک زن میشیم و

یادمون میره عجب ظلماتیه

خدایا گاهی مث الآن

میدونیم خطا کردیم

میدونیم ازت خیلی دور شدیم

حتی اینم میدونیم که تو بخششت بزرگتر از گناه ماها هست

ولی نمیتونیم توبه کنیم

میفهمی خدا؟

درکمون میکنی؟

آخه مگه میشه تو درکمون نکنی؟

خدایا گاهی بغضم میگیره از اینکه نیستی کنارم

میخوام توبه کنم

ولی لیاقت میخواد

دنبال یه بهونه میگردم که بهت بگم:

خدایاااااا... هنوزم دوستت دارم...

آره خدا

دوستت دارم

ولی تو رو گم کردم

میشه بازم مثل بچگیام بیای کنارم بشینی؟

میشه بازم از عرشت بیای پایین و سر منو تو بغل بگیری؟

خدایا میشه بازم ...

خدایا هنوزم آماده ی توبه نیستما

ولی خدایی کن و ایندفعه هم چشماتو ببند

شاید اگه تو بهم اعتماد کنی

شاید اگه تو دستمو بگیری

شاید اگه برعکس همه تو باورم کنی

بتونم بنده ی خوبت بشم

خدایا اگه از ما گذشتی

یه دعایی دارم که خیلی خاصه

میخوام ظهور اونی که از خودم رنجوندمش برسه

آره آره... میدونم

به دعای گربه سیاه بارون نمیاد

ولی ... ما دعامونو میکنیم

خدا رو چه دیدی؟ شاید اومد.............


آخرش یا اولش؟

یکشنبه 91/11/29 4:42 عصر| | نظر

خدایا؟ببخش بازم اومدم.خدای خوبم راستش روی برگشتن نداشتم.اما با یه روزه شروع کردم.دیشب یه اتفاقی افتاد تو زندگیم.خیلی سخت بود.دوست ندارم مثل اون آدم بشم.خدایا؟تو شاهدی... من قدمی برنداشتم که با قصد و مرض باشه.اما... به هرحال...خدایا کسی که من رو به این روز انداخت الآن حتی احساس گناه نمیکنه.پس ازتو خواهش میکنم که به عذاب برسونیش و هرقدر در عذاب من سهیم بوده در ازای گناهی که خودش از من برای خودش تراشید ببخشیش. اما از این حرف ها بگذریم

خدایا.بازم من

بازم تو

با یه لبخند رو کردم طرفت.

امیدوارم توی دهنم نزنی.درسته که گناهکارم.

درسته که اشتباهات زیادی داشتم و دارم

درسته که هنوز توبه نکردم و شاید خدای نکرده مزه ی اون شیرینی هنوز پای دندونمه

اما خدایا؟

احساس پشیمونی کردم که اینجام

میخوام خودم رو درست کنم

میخوام از گناهایی که کردم دور بشم

خدایا من به تنهایی نمیتونم

خیلی این در و اون در زدم اما نشد

حتی به یکی اجازه دادم وارد زندگیم بشه و منو تضعیف کنه

خدایا به تو پناه آوردم

اینقد روسیاه شدم که دیگه نمیتونم برای توبه کردن اشک بریزم

خدایا کاش لیاقت توبه رو از بنده هات نگیری...

خدایا میدونی دلم چی میخواد از تو؟

یه آغوش امن و راحت

به دور از شیطان صفتی

به دور از آدمای پست

به دور از گناه

به دور از تمام چیزایی که من و ما رو به سمت گناه میکشونه

خدایا دورم کن از این تصاویری که تو ذهنم نقش بسته

دورم کن از خیالهایی که تو جایی بینش نداری

خدایا دورم کن از هرچی غیر از خودت

خدایا لیاقت بهم بده

ایمان بهم بده

خدایا چی میشه اگه من هم مثل بنده های خوبت ببینم گناه ها رو؟

خدایا چرا؟

چرا باید از تو خجالت بکشم و جرات توبه نداشته باشم؟

خدایا چرا باید هروقت باهات حرف میزنم از خجالتت بغض گلومو بگیره؟

خدایا باز یه وقتایی لیاقت توبه میدی یکم گریه میکنیم.ندبه میکنیم و خودمونو تخلیه میکنیم

الآن که بغض راه گلوی من رو بسته و هیچجوری نمیشکنه چی؟

این از هرعذابی بدتره

خدایا چی سخت تر از اینکه میبینیم ما رو به حال خودمون گذاشتی و 

نمیتونیم برگردیم سمت تو؟

خدایا چی سخت تر از اینکه حرف دلای قدیممون با تو رو مرور میکنیم

اما میبینیم دیگه هیچ احساسی از اون همه عشق به تو نمونده؟

خدایا واقعا چجورآدمایی هستیم؟

اصلا ما آدمیم خدا؟

هرغلطی میخوایم میکنیم و از تو غافلیم

بهت فحش میدیم

با تو دعوا میکنیم که چرا هرچیزی که میخواستیم به ما ندادی

خدایا گاهی فکر میکنم ما آدما دوستت نداریم

حس میکنم فقط به تو عادت کردیم

این رسم رفاقت نیست

تو عاشقونه دنبال ما میای

اما ما فقط از سر عادت صدات میکنیم

خدایا اگه عادت نبود که تو خوشی و سختی فرق نمیکرد بود و نبودت

حتی خوشی هامونم میخواستیم باشی

اما ما اینقدر بدبختیم که تمام عشق تو رو

با یه عادت بی مورد عوض کردیم

خدایا حتی ما درمقابل عشقت هیچ چیز برای تو نداریم به کنار

جالبه که همیشه از تو طلبکاریم

خدایا چنددفعه صبح که بیدار شدیم قبل از نگاه کردن به گوشیمون اسم تو رو صدا بزنیم؟

اصلا نه.گوشی نه

خدایا چند دفعه صبح پاشدیم و گفتیم خدایا شکرت که یه روز خوب دیگه ت شروع شد؟

من که همیشه وقتی صبح بیدار میشم میگم اه.مردشور ببرن.باز نمیشه خوابید

باز نمیشه استراحت کرد

باز گرفتاری شروع شد

باز بدبختی....

جدی ما چجوری اسم خودمونو گذاشتیم آدم؟

خدایا شرمنده ی تو ام ها 

اما با اینکه میدونیم اینا رو 

ولی اینقدر پر رو شدیم که بازم نمیخوایم معذرت بخوایم و آدم شیم

خدایا کاش اونی که پشت پرده س بیاد تا اقلا تو یکم آروم بگیری

میدونیم که به دعای ما گربه سیاه ها بارون نمیاد.

اما مادعامون رو میکنیم.خدارو چه دیدی؟ شاید اومد....

خدایا ببخش ها...ولی در ازای اون همه خوبیت فقط میگم

خدانگهدار....


خداوندا

شنبه 91/11/21 10:58 صبح| | نظر

خداوندا... دیگه انگار نمیشه تو را خدا جونم صدا کنم.خیلی از اون وقت ها گذشته.

خیلی از اصلم فاصله گرفتم.خدای مهربان.تو که ناجی بنده هات هستی.

نمیشه نیم نگاهی به ما داشته باشی؟ میدونم... میدونم میدونم میدونم.

خدا میگم میدونم.آره... حق با تو هست خدا. من بد.من گناه کار.من خطاکار.

با کوله باری از بدترین اعمال.راستش امیدی به ببخشش نداشتم.الآنم نمیدونم.

حس میکنم قرار نیست بخشیده بشم. گاهی توی زندگی به چالش های

بزرگی کشیده میشیم که بعد از اون تقریبا تمام توان ما از بین میره.

باید دوباره خودمون رو بسازیم. اما من.... خدایا من یا شاید بهتر باشه بگم

من و خیلی امثال من دچار بد دردسری هستیم. خدای مهربان.

مشکل فقط خود ما نیستیم.مشکل خیلی چیزهاست...

خدایا شیطان کارش رو خوب بلده.خیلی خوب.بارها تصمیم گرفتم.

اونموقع تا حدی میتونستم خودم رو کنترل کنم.اقلا اونقدری خودم رو کنترل میکردم

که از خجالت تو در بیام.یک نفر ادعا کرد حلال مشکله.گفتم یاعلی.اومد.اومد ولی...

خدایا خیلی زود رفت.اما یک کار برای من کرد.این که آتش من رو تند تر از قبل کرد.

من محتاج بودم. درخواست کمک کرده بودم.به سمت تو.بنده ی تو با ادعاهاش

من رو جذب کرد و بعد...خدایا؟ میبینی اوضاع من رو؟ به هم ریختم.خیلی وضعم

خراب شده.دیگه یک روز هم تمرکز ندارم و بی اراده درگیر گناه هام میشم.خداجونم؟

شکی نیست که عظمت و بخشش و کرم تو از گناه های من خیلی بیشتر هست.

اما هنوز میترسم...خدایا از تو هم میترسم دیگه... از اینکه بگم ببخش و نبخشی...

از اینکه بگم ببخش و باز گناه کنم... از اینکه از اینکه از اینکه.... خداااااااا؟

کاش این همه از اینکه و تردید و ای کاش و... کاش نبود... خدایا تو بگو چیکار کنم؟

گفتی راهش ازدواجه؟ من خدا اون کار هم کردم.اما نتونستم ازدواج کنم...

خدای مهربان.قلب من از دلتنگی تو به شدت کوچیک و فشرده ست.خدای خوب.

از کی باید کمک بخوام؟ نمیدونم به کی باید اعتماد کرد؟ گناه ها رو نمیشه به هرکسی گفت.

خدایا تو کمکم میکنی؟ اقلا بشم مثل قبل؟ خدایا راستش قبلا ها جرات داشتم اسم بنده های خوبت رو

به زبون بیارم.اما حالا نه... حتی اون امام غائب رو که همیشه براش مینوشتم...

دوست داشتم مثل همه ی نوشته هام آخرش رو با دعا برا ظهورش تموم کنم.

ولی خدایا ایندفعه واقعا رو سیاهم... همون گربه سیاهه... خدایا سلام منو بهش برسون.

بگو محمدسالمی سلام رسوند.بگو دلش برای تو خیلی تنگ شده...

خدایا بگو محمد خیلی وقته روی آوردن اسم خداش رو هم نداشته تا امروز...

همیشه شما رو واسطه میکرده تا سلامشو به خدا برسونید.اما امروز برعکس شده.

صاف و بی واسطه رفته در خونه خدا... آخه خیلی نا امیده.از هممممه چی...

فقط آرزوش اینه که شما بیاید و خودتون شافی بخشش باشید.خدایا ایندفعه میگم خودت...

خود خودت برای من و حال و روز من دعا کن... و برای ظهور یکی از بهترین بنده هات.

شاید با اومدنش هم من و هم تو که خدایی یه ذره اوضاعمون عوض بشه...

بچه ها دعا من هیچی... اما شما ها دعا کنید.خدا رو چه دیدی؟ شاید اومد...!!!


فرشته نماها

یکشنبه 91/8/28 4:47 عصر| | نظر

خدایا تا حالا زیاد باهات درد و دل کردم.اما ایندفعه فرق داره.خداجون؟ خدای خوبم همیشه از زبون همه گفتم اما اینبار نه.. ایندفعه از زبون خودمه و خطاب به یه نفر...

آهای که ادعات میشه من شیطان بودم و تو رو به گناه کشوندم.آهای کسی که منو توبیخ کردی و ندونستی که من هرگز در حق تو ظلم نکردم.مهم هم نیست چون هیچوقت بهت حقیقت رو نخواهم گفت... اما خدایا از اینا بگذریم میدونی چی درد داره؟ خدایا تو این دور و زمونه یه عده هستن فکر میکنن فرشته ی نجاتن.فکر میکنن با اومدنشون میتونن دست یه عده رو سیاه و گناهکار تو رو بگیرن.فکر میکنن میتونن دلای شکسته رو دوا کنن.اولی که ادعا کرد تو شاهدی من چقد دعواش کردم.پرخاش کردم.بهش بد و بیراه گفتم.خدایا تو شاهدی که من بهش گفتم اسیر شیطانم.گفتم هیچکس نمیتونه منو نجات بده جز خدا.اما اون گفت من میتونم.گفتم باشه پس ثابت کن ولی من بهش هشدار دادم خدا... کم کم هم اون یادش رفت برای چی اومده و هم من... من اصلا آدم بدی نیستم خدا.اینو تو میدونی... همیشه نوکرتم.با این که روسیاه و پر از گناهم... اما خدایا درد داره یکی بیاد کمکت کنه مثلاااااا... اما بعدش یادش بره و خودش بشه عامل بدبختی هات.خودش شیطان بشه در حالی که گفته بود فرشته ست و تویی که از اول گفتی من اسیر شیطانم رو متهم کنه... خدایا... ظلمه که گناهای من که بیشتر شده به حساب خودم بنویسی... اما بنویس.. گناهای اون یکی هم بنویس... اونی که ادعاش میشه... به خدا یه روز پشیمون میشه ها... به همین ماه عزیز... حتی همه اون کسایی که فک میکنن فرشته ن و من و امثال منو داغون کردن... همه ی اینایی که با سر اومدن تو زندگیمون و با چهار تا فحش و ریچار رفتن و طلبکار هم شدن... خدایا میدونی چرا میگن عشق دروغ شده؟ چون همون فرشته ها کم کم فک میکنن عاشق شدن و وقتی میبینی عاشقون شدی میخوای اونا رو نجات بدی ایندفعه میفهمی اصلا عاشقت نبودن.فقط ادعا کردن و عاشق خودشون بودن... خدایا.عاشق هیچچچچ خری نیستم... فقط تو رو میخوام خدا... عشق واقعی تویی... من هم فقط عاشق خدای متعالم... به خداییت خدا دیگه هیچ خری رو تو زندگیم راه نمیدم.فکر میکردم قراره منو به تو نزدیک کنه و الا به خداییت نمیذاشتم پا دورم بذاره... اینو هم تو میدونی و هم خودش... خدایا تو این دنیا عذابش کن ولی عذاب اون دنیاش رو به دوش من بذار... عذر میخوام از همه که اینقدر بد حرف زدم.بد خوردم... از پشت... خدانگهدار


   1   2      >

پیوند‌ها